نقد کتاب آنا کارنینا
رمان آنا کارنینا نخستین بار در دهه 1870 منتشر شد که اثری فاخر در ادبیات رئالیستی جهان بوده و نمونهای درخشان از رمان اجتماعی- روانشناختی است. تولستوی در این اثر داستانی عاشقانه و تراژیک را به همراه تصویری جامع از جامعه روسیه قرن نوزدهم، تضادهای اخلاقی، بحرانهای خانوادگی و جستوجوی معنای زندگی ارائه میدهد. فراتر از روایتی فردی است و همزمان به موضوعاتی مانند اخلاق، مذهب، سیاست، خانواده و روان انسان میپردازد.
ساختار دوگانه و روایت موازی کتاب آنا کارنینا
یکی از بارزترین صفات کتاب آنا کارنینا ساختار دوگانه آن میباشد. نویسنده ماهرانه دو خط روایی اصلی داستان را به صورت موازی پیش میبرد. داستان و احساس میان دو کاراکتر آنا کارنینا و ورونسکی نمایانگر عشق شورشی، هیجانزده و در نهایت ویرانگر میباشد، در حالی که احساس میان دو کاراکتر لوین و کیتی نماینده عشق تدریجی مبتنی بر رشد اخلاقی، پیوند با زندگی واقعی و کار است.
این دو روایت نه تنها در تضاد با یکدیگر قرار دارند، بلکه مانند آینه مقابل هم عمل میکنند که پیامدهای متفاوت انتخابهای انسانی را نشان میدهد. تولستوی دراین ساختار دو نگرش زندگی را که شامل زندگی مبتنی بر لذت، هیجان و گریز از قواعد اجتماعی در برابر زندگی مبتنی بر مسئولیت، معنا و تلاش را مقایسه کرده است.
شخصیت پردازی آنا کارنینا
آنا یکی از پیچیدهترین شخصیتهای زن در تاریخ ادبیات میباشد. او نه تنها فقط قربانی جامعه و قوانین خویش نیست بلکه کاملا مقصر سرنوشت خویش نیز هست. تولستوی با دقت روانشناختی بالا، تحولات درونی آنا را از زنی محترم و متین به انسانی سرگشته، مضطرب و منزوی ترسیم میکند.
نقد اصلی تولستوی در کتاب آنا کارنینا متوجه جامعه روسیه قرن نوزدهم میباشد که از طرفی عشق و شور را در ادبیات و خیال میستاید و از سوی دیگر در واقعیت فرد را بیرحمانه طرد میکنند که از قضا آنا در این تناقض گرفتار میشود. او نمیتواند به چارچوب ازدواج سرد و بی عاطفه با کارنین بازگردد و در عین حال جامعه نیز اجازه زیست آزادانه با ورونسکی را به او نمیدهد.
کارنین و اخلاق رسمی
الکسی کارنین نماد اخلاق خشک، قانونمدار و بی روح است. در کتاب آنا کارنینا، کارنین بیش از حد به ظاهر، نظم اجتماعی و قضاوت دیگران اهمیت میدهد که نویسنده با وجود نقد شدید به سردی عاطفی کارنین، او را کاملا منفی به تصویر نمیکشد. این پیچیدگی اخلاقی باعث میشود خواننده میان همدلی و انتقاد از او در نوسان باشد. کارنین نماینده نظامی است که اخلاق را از انسانیت جدا کرده و آن را به مجموعهای از قوانین بیجان تبدیل میکند.

ورونسکی و توهم عشق رمانتیک
ورونسکی شخصیتی جذاب، جسور و اجتماعی میباشد که عمق فکری و اخلاقی محدودی دارد. عشق او به آنا در آغاز پرشور بوده ولی به تدریج رنگ میبازد. تولستوی از طریق ورونسکی در کتاب آنا کارنینا نشان میدهد که عشق صرفا مبتنی براحساس بدون تعهد و معنا نمیتواند در برابر زمان و واقعیت دوام بیاورد. یکی از عوامل مهم این کتاب شناخت رمانتیسم سطحی کاراکتر میباشد که بیشتر از شناخت و مسئولیت به هیجان آنی متکی است.
لوین؛ صدای فکری تولستوی
کنستانتین لوین را میتوان نزدیکترین فرد به دیدگاههای فلسفی خود تولستوی دانست. دغدغههای این کاراکتر درمواردی مانند ایمان، کار، کشاورزی، مرگ و معنای زندگی همگی بازتابی از بحرانهای فکری نویسنده است. این شخصیت برخلاف آنا در جستوجوی معنا از جامعه خود فاصله میگیرد و معنا را در پیوند با زمین، خانواده و تلاش روزمره مییابد. تولستوی از طریق لوین راه حلهای اخلاقی و وجودی مانند بازگشت به سادگی، صداقت و کار معنادار را پیشنهاد میکند.
نقد جامعهی اشرافی روسیه
کتاب آنا کارنینا نقدی تند به اشراف روسیه میباشد؛ طبقهای که در ظواهر غرق شده و از بحران معنوی رنج میبرد. مهمانیها، شایعات، روابط سطحی و قضاوتهای بیرحمانه، فضایی خفقان آور را روایت میکند. تولستوی نشان میدهد که این جامعه نهتنها توان حمایت از افراد آسیبپذیر را ندارد بلکه خودش عامل اصلی فروپاشی روانی افراد میباشد. طرد اجتماعی آنا، بیش از خطای اخلاقی او در سقوط نهاییاش نقش دارد.
مضامین اصلی کتاب آنا کارنینا
مضامین این کتاب را میتوان در چند موضوع کلی توصیف کرد که در ادامه به آنها اشاره کردهایم:
عشق و خیانت
تولستوی عشق را پدیدهای پیچیده و دوگانه به تصویر میکشد که هم میتواند سرچشمه زندگی باشد و هم عامل نابودی برای مثال رابطه آنا و ورونسکی نشان میدهد که عشق اگر از بستر اجتماعی و اخلاقی جدا شود میتواند به انزوا و فروپاشی فرد ختم شود.
جامعه و قضاوت اجتماعی
جامعه اشرافی آن زمان روسیه با معیارهای دوگانه خود در کتابآنا کارنینا به شدت مورد نقد قرار میگیرد؛ زیرا خیانت مردان تا حدود زیادی پذیرفته شده اما زنانی مانند آنا به سرعت طرد و محکوم میشوند. تولستوی با ظرافت بسیار ریاکاری این جامعه را افشا میکند.
خانواده و ازدواج در کتاب آنا کارنینا
در رمان، نمونههای مختلف از ازدواج دیده شده است. از ازدواجهای سرد و رسمی مانند آنا و کارنین تا رابطههای پرتنش استیو و دولی و در نهایت به ازدواج متعادل لوین و کیتی به تصویر کشیده میشود. تولستوی به خوبی نشان میدهد که ازدواج موفق براساس ظاهر اجتماعی نیست بلکه برپایه درک متقابل و رشد مشترک شکل میگیرد.

جستوجوی معنای زندگی
این مضمون بسیار در خط داستانی لوین برجسته میباشد. او با وجود موفقیتهای ظاهری در عمق وجود خود احساس پوچی دارد و تنها از طریق کار، ارتباط با طبیعت و ایمان به نوعی آرامش درونی میرسد.
سبک و زبان کتاب آنا کارنینا
سبک نگارش تولستوی در کتاب آنا کارنینا بسیار واقعگرایانه، دقیق و سرشار از جزئیات است. توصیفهای او از فضای شهری و روستایی، حالات روانی شخصیتها و روابط اجتماعی به گونهای ظریف و پراز جزئیات توصیف شده که خواننده را در جهان داستان خود غرق میکند. استفاده از زاویه دید دانای کل به تولستوی امکان نفوذ به ذهن شخصیتها را داده و پیچیدگی درونی آنها را به تصویر میکشد.
نگاه انتقادی
با وجود ارزشهای فراوان، کتاب آنا کارنینا خالی از نقد نیست و برخی خوانندگان از ریتم کند رمان در برخی از قسمتها، حجم بالای توصیفات را چالشبرانگیز به حساب میآورند. همچنین سرنوشت تراژیک آنا از دید برخی از منتقدین تا حدی قضاتگرانه تلقی میشود با اینکه این نوع نگاه بخشی از هویت فکری نویسنده و فشای فکری قرن نوزدهم به شمار میآید.
برای مطالعه نقد کتاب آنا کارنینا به مقاله A Literary Analysis of Anna Karenina by Leo Tolstoy مراجعه کنید.
جمعبندی
کتاب آنا کارنینا رمانی چند لایه با داستانی پرکشش ارائه میدهد که خواننده را به تأملی عمیق درباره عشق، اخلاق، جامعه و معنای زندگی وا میدارد. تولستوی با خلق شخصیتهایی زنده و موقعیتهایی واقعی نشان میدهد که تراژدی آن صرفا نتیجه یک عشق ممنوعه نیست بلکه حاصل تقابل سختگیرانه افراد با ساختارهای سختگیرانه و ناتوانی انسان در یافتن تعادل بین عقل و احساس میباشد؛ به همین دلیل آناکارنینا پس از گذشت یک قرن همچنان اثری تاثیرگذار باقی مانده است. برای مطالعه بیشتر کتابهای تاثیرگذار میتوانید به سایت افکار مثبت مراجعه کنید.




