ملت عشق رمانی نوشته الیف شافاک است که داستان الا روبینشتاین را روایت میکند. او که اواخر سی سالگی خود را سپری میکند، دارای سه فرزند و یک زندگی آرام است اما هنوز چیزی را در زندگیاش کم دارد. در این مقاله خلاصه کتاب ملت عشق را با هم میخوانیم.
الا شغل جدیدی به عنوان دستیار سردبیر در یک آژانس ادبی پیدا کرد. اولین رمانی که او مورد نقد و بررسی قرار داد «کفر دلنشین» بود که حول محور عشق یک درویش صوفی و دانشمند و شاعر عرفانی مولانا نوشته شده بود.
زمانی که الا شروع به خواندن کفر شیرین کرد، به طور فزایندهای از کمبود عشق در زندگی زناشویی خود آگاه شد و از عشقی که در نسخه خطی رمان که در حال ویرایش آن بود، الهام گرفت.
در خلاصه کتاب ملت عشق میخوانیم که «کفر شیرین» با کشف همراه واقعی درویش صوفی تبریزی شمس، یعنی دانشمند مشهور اسلامی، مولانا آغاز میشود. مولانا و شمس در یک اتاق دربسته با هم وقت میگذراندند و درباره عشق، معنویت و غیره صحبت میکردند.
همانطور که الا دست نوشته را بیشتر خواند، علاقهای نسبت به نویسنده کتاب (عزیز زهرا) در دل او شکل گرفت و آنها شروع به تبادل ایمیل در مورد خانواده و زندگی خود کردند. در این بین الا عشق و فقدان را در زندگی خود در قالب عزیز تجربه میکند.
شمس در تعاملات خود با افراد مختلف در زندگی، با ۴۰ قانون عشق مواجه شد که تعدادی از آنها را در خلاصه کتاب ملت عشق خواهید خواند:
خلاصه کتاب ملت عشق: قانون اول عشق
اینکه ما خدا را چگونه می بینیم، بازتاب مستقیمی از نحوه دیدن خودمان است. اگر خداوند بیشتر ترس و سرزنش را به ذهن متبادر میکند، به این معنی است که ترس و سرزنش بیش از حد در درون ما وجود دارد. اگر ما خدا را سرشار از محبت و شفقت میبینیم، ما نیز چنین هستیم.

خلاصه کتاب ملت عشق: قانون دوم عشق
در خلاصه کتاب ملت عشق یاد میگیریم که راه رسیدن به حقیقت کار دل است نه سر. قلب را راهنمای اصلی خود قرار دهید! با قلبتان ملاقات کنید، آن را به چالش بکشید و در نهایت بر نفس خود پیروز شوید. شناخت منیت شما را به معرفت خدا میرساند.
خلاصه کتاب ملت عشق: قانون سوم عشق
شما میتوانید خدا را از طریق همه چیز و همه کس در جهان مطالعه کنید، زیرا خدا در یک مسجد، کنیسه یا کلیسا محبوس نیست. اما اگر هنوز به دانستن محل اقامت او نیاز دارید، تنها یک مکان برای جستجوی او وجود دارد: در قلب یک عاشق واقعی.
خلاصه کتاب ملت عشق: قانون چهارم عشق
عقل و عشق از مواد مختلفی ساخته شدهاند. عقل آدمها را گره میزند و هیچ ریسکی نمیکند، اما عشق همه گرهها را حل میکند و همه چیز را به خطر میاندازد. عقل همیشه محتاط است و نصیحت میکند، «مواظب خلسه زیاد باش»، در حالی که عشق میگوید: «اوه، مهم نیست! غوطه ور شو!» عقل به راحتی از بین نمیرود، در حالی که عشق میتواند بدون زحمت خود را به ویرانه تبدیل کند. اما گنجها در میان خرابهها پنهان شدهاند. قلب شکسته گنجها را پنهان میکند. با خلاصه کتاب ملت عشق همراه باشید تا به باقی قوانین عشق بپردازیم.
قانون پنجم
بیشتر مشکلات جهان از اشتباهات زبانی و سوء تفاهمهای ساده ناشی میشوند. هرگز کلمات را ظاهری نبینید. وقتی به منطقه عشق قدم میگذارید، زبانی که میشناسیم منسوخ میشود. آنچه را که نمیتوان در قالب کلمات بیان کرد، تنها با سکوت میتوان درک نمود.
قانون ششم
تنهایی و انزوا دو چیز متفاوت هستند. هنگامی که تنها هستید، به راحتی میتوانید خود را فریب دهید و باور کنید که در مسیر درستی قرار دارید. انزوا برای ما بهتر است، زیرا به معنای تنها ماندن بدون احساس تنهایی است. اما در نهایت بهترین کار این است که فردی را پیدا کنید که آینه شما باشد. خلاصه کتاب ملت عشق به شما یاد میدهد که فقط در قلب شخص دیگری میتوانید واقعاً خود و حضور خدا را در درون خود ببینید.
قانون هفتم
هر اتفاقی که در زندگی شما بیفتد، مهم نیست که اوضاع چقدر ناراحتکننده به نظر میرسد، وارد محله ناامیدی نشوید. حتی زمانی که همه درها بسته بمانند، خداوند تنها راه جدیدی را برای شما باز خواهد کرد. شکرگزار باشید! وقتی همه چیز خوب باشد، شکرگزاری آسان است. صوفی نه تنها به خاطر آنچه به او داده شده است، بلکه به خاطر همه آنچه به او داده نشده سپاسگزار است.
سخن پایانی
کتاب ملت عشق رمانی نوشته الیف شافاک است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. این کتاب داستان الا روبینشتاین را روایت میکند، زنی در اواخر سی و چند سالگی که ظاهرا از زندگی خود راضی است اما بدون انگیزه یا اشتیاق زندگی میکند. داستان به دنبال فرار بعید او از چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد ناراحتی اجتنابناپذیر باشد. این رمان همچنین به عشق عمیق و برادرانه میان درویش صوفی شمس تبریزی و مولوی شاعر و محقق عرفانی میپردازد.
برای خواندن قانونهای دیگر عشق که در خلاصه کتاب ملت عشق بررسی کردیم، میتوانید کتاب ملت عشق را از لینک مربوطه خریداری کرده و بخوانید.