روش های ثروت زدایی

موفقیت به روش EFT

شناسایی افکار

ایا میتوانید به افکارتان دستور دهید؟

ایا چقدر افکارتان را میشناسید؟

ایا برای رسیدن به افکاری قدرتمند این مقاله را میخوانید؟

ما برای شما مطالبی را اماده کردیم که میتوانید از قدرت ذهنتان بهره ببرید پس با دقت به انها توجه کنید

*دائما در حال مشورت با نوشته های روی دیوارهای خود هستیم.”

این نوشته ها اصلی ترین مشاور ما هستند و در تمامی طول روز با آنها مشورت می کنیم، و چرا که نه؟ نماینده ی تمامی تجربیاتی هستند که در زندگی داشته ایم. همه ی “چطور “های ما را هم در بر می گیرند. می توانم و نمی توانم ها و باید و نبایدهای ما را هم شامل می گردد.

همین طور قطعاها و اصلاها و نظری که راجع به انصاف داریم. رفتار مناسب و آنچه که در این دنیا درست یا غلط است نیز در آنها جای می گیرند. قضاوتها، موفقیت ها و شکست های ما نیز در آنانند، همه چیز در آنجا است – هر چیزی که آن را واقعیت میدانیم بر روی دیوارهای ما نوشته شده است.

برای مثال سوپ را با قاشق و نه با چنگال میخوریم چون پایگاه دانش ما (نوشته های روی دیوارهای ذهنی ما) توصیه می نماید که چنین کنیم. می دانم که این کار به صورت پنهانی انجام میشود ولی به این می ماند که بپرسم “چگونه باید سوپ بخورم؟” و نوشته های روی دیوارها بگویندیک قاشق بردار”. به همین دلیل است که در برخی مواقع شلوار جین می پوشیم و در مواقع دیگر کراوات سیاه می زنیم یا لباس شب بر تن می نماییم. دائما برای انجام هر کاری در حال مشورت با دیوارهای خود هستیم. کلماتی که در آنجا نوشته شده اند نشان دهنده ی “حقایقی” هستند که یاد گرفته ایم.

تقریبا برای انجام هر کاری با این دیوارها مشورت می نماییم. کلمات روی آنها از موقعیت ها و محدودیت های ما می گویند. اغلب هم با یکدیگر در تعارض هستند. مثلا در مورد پول شاید بگویند که “اینجا آمریکا است. سرزمین موقعیت ها. به دنبالش برو.” ولی از سوی دیگر ممکن است بگویند که

برای انجام آن خیلی جوان (یا پیر) هستی.”

تحصیلات کافی نداری.” 

تو زن هستی و با یک سقف شیشه ای مسدود شده ای.” 

تو از اقلیت ها هستی.” 

کسانی که مخاطره می نمایند سرانجام شکست می خورند.” 

پیشرفت کردن محتاج رابطه است.”

پولدارها صداقت ندارند.”

بدیهی است که این فهرست خیالی می تواند بی انتها باشد. آیا برخی از این موارد بر روی دیوارهای شما هم وجود دارند؟ اگر هر یک از آنها را باور داریدیا به نظرتان تا حدی درست می آید – احتمالا یک “محدودیت” پرهزینه و غیر ضروری را برای خود برگزیده اید.

پول به خودی خود هیچ ویژگی خوب یا بدی ندارد. این هم نوعی انرژی است. می توان از آن برای تامین هزینه ی جنگ و تخریب استفاده کرد یا با بهره گیری از آن عشق را به گوشه های دنیا رساند. می توانیم جلوی جریان آن را بگیریم یا بگذاریم به صورت نشانه ای از حق طبیعی توانگری ما جریان یابد. همه ی اینها از طریق می توانم ها و نمی توانم هایی که بر روی دیوارهای مالی ما نوشته گردیده اند دستور داده می شوند.

روزی خواهد رسید که ای اف تی به صورت هماهنگ در کسب و کار، ورزش، دانشگاه، معنویت و انواع امور انسانی به کار گرفته شود. این امری اجتناب ناپذیر است. لذا شفادهندگان هم باید دیدگاه های خود را گسترش دهند. باید از دیوارهای اتاق های پیشین خود در کاخ فرصتها بیرون روند و در اتاق هایی سکونت گزینند که به ساکنان شان اجازه ی رشد احساسی میدهند. روزی را می بینم که شفادهندگان حرفه ای مراجعان خود را از زندان در می آورند و به کاخ فرصت ها و فراتر از آن می رسانند. به علاوه خود شفادهنده را هم میبینم که مثالی عملی از همین گفته ها است. چه راهی بهتر از این که برای آموزش توانگری، شادی و آزادی احساسی خودمان در این زمینه پیشگام شویم و به سطوح جدیدی برسیم.

نحوه ی انجام این کار موضوع اصلی این مجموعه است. در ادامه بیشتر خواهم گفت.

پانوشت: همچنین خواهید دید که نوشته های روی دیوارها به صورت دائمی و بر روی سنگ حک نشده اند. خوشبختانه می توانم بگویم که تمامی آنها با گچ نوشته شده اند. به کمک ای اف تی می توان آنها را پاک و با ابزارهای دیگر جایگزین نمود. خواهید دید.

*افکار دائمی ام به واقعیت تبدیل خواهند شد.*

چند شالوده ی دیگر را هم باید قبل از ورود به مبحث “چگونه” ذکر کنم.

تمامی این مجموعه را می توان در یک جمله خلاصه کرد..

افكار دائمی ام به واقعیت تبدیل خواهند شد

به همین خلاصه می شود.

البته این حرف جدیدی نیست. شاید مهم ترین قاعده در تمامی جنبه های روان درمانی باشد. برای تاکید آن چند جمله ی قصار از ادبیات شناخته شده ذکر می کنم.

أنجيل: “انسان همان طوری است که در قلبش میاندیشد.”

رالف والدو امرسون: “انسان همان چیزی خواهد شد که می اندیشد.”

دوری معجزات “دنیایی که می بینید همانی است که به آن داده اید و چیزی بیش از آن نیست. هر چند که بیش از آن نیست ولی کمتر هم نیست. لذا برای شما اهمیت دارد. شاهدی بر وضعیت ذهنی و تصویری خارجی از شرایطی داخلی می باشد. انسان همان طوری که می اندیشد مشاهده می کند.”

هر چند که اغلب این طور نمی گویند ولی هدف اصلی روان درمانی همیشه این بوده است که کاری کنند که افکار دائمی مراجعان به شکلی تغییر نمایند که کیفیت زندگی شان (واقعیت آنان) بهبود یابد. هدف اولیه این بوده است که مراجعان جور دیگری به وقایع ناگوار زندگی، ترس ها، گناهان، غم ها و غیره بیاندیشند به این امید که از این موارد “فاصله” بگیرند و به شیوه ی مثبت تری به زندگی خود مشغول گردند. هر گاه افکار دائمی آنان تغییر نمایند واقعیت جدیدی برایشان به وجود خواهد آمد.

بسیاری از مراجعان از وجود کاخ فرصت هایی که در آن زندگی می کنند باخبر نیستند چون در زندان خود و با افکاری آکنده از بدرفتاری هایی که در گذشته با آنان شده است، خاطرات دوران جنگ، ترس، گناه و امثالهم به سر می برند. افکار دائمی شان به واقعیت آنان بدل شده اند و هر گاه که به دفتر کارشان وارد گردند زندان خود را نیز با خودشان می آورند. نوشته های روی دیوارهای شان به وضوح احساس گناه، شرم و غیره را نشان می دهند.

و اینها با حروف درشت نوشته شده اند و فریاد می زنند. البته نوشته های دیگری هم وجود دارند. حتی برخی از آنها طبیعت مثبت تری هم دارند. ولی آن نوشته های درشت بقیه را می پوشانند و به نقطه ی توجه افکار آنان و کانون وجودشان بدل می گردند. به “محدودیت ها”ی مادام العمر تبدیل گشته اند و تا وقتی که پاک و جایگزین نشوند همین طور خواهند ماند.

به یاد “نِد” می افتم. او مردی است که در همان شهر ساحلی که من زندگی می گشتم سکونت دارد. وی شديدا بدبین است و به این ویژگی خود خیلی هم مینازد. گفتگو با او همواره به مشکلات زندگی، دنیا و غیره ختم می گردد و لابد حدس می زنید که توانسته باشد مشکلات متعددی را در زندگی برای خود بیافریند.

از سوی دیگر من خیلی خوش بین هستم، از نظر برخی افراد (خصوصا ند) من رقیب قدری برای پولیآنا به شمار می روم. همواره در جستجوی موقعیت ها هستم و جالب این است که به نظر می رسد آنها را می یابم. ظاهرا ند نیز آنچه را که به دنبال آن می گردد (یعنی مشکلات) پیدا می نماید. ما دو نفر در حالی که به یک دنیا می نگریم آن را به شیوه های کاملا متفاوتی می بینیم.

سال ها پیش من و ند در حال گفتگو راجع به فیلم راکی بودیم. به نظر من آن فيلم خیلی هیجان انگیز بود. درباره ی این بود که یک فرد معمولی چگونه خودش را از قید و بندها رها کرده و به مقام قهرمانی جهان در مسابقات بوکس سنگین وزن دست یافته است، بسیار مهیج بود. مثالی با شکوه از توانایی روح انسانی. ولی وقتی از ند نظرش را در این باره پرسیدم گفت “راجع به دو آدم بیکار بود که همدیگر را کتک می زدند

اگر این مطالب را به صورت عمل گرایی دراورید میتوانید نتایج عالی ان را ببینید

برای رسیدن به اطلات بیشتر به سایت خودتان سر بزنید و کتاب موفقیت به روش ای اف تی را بدست اوریدو اینده خود را بسازید: www.afkarmosbat.org 

تمام تلاش ما برای رسیدن شما به قدمی بالاتر در ذهنیتی عالی است تا بتوانید زندگی و دوستانی عالی داشته باشید و با اعتماد بنفس بالا حرف بزنید

با تشکر افکار مثبت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *